جنگل ، چمن زار،کومه

مثل اینکه بعد از مدت ها

طلسم شکسته شد

باز هم کوه ،بازهم جنگل ،

بازهم مسیر مرزهامن لنگه ،

بازهم کومه

 روز جمعه

وهوای صاف و خوب

احمد آقا به دنبال ما امد

 امیر وشهرام

جلو تر از ما رفته بودند

ازمسیر مرزهامن لنگه

به طرف کومه حرکت کردیم

بعد از عید به جنگل نیامده بودم

گرفتاریها پشت سرهم امان از من بریده بود

این کوه پیمایی عالی بود

البته بعد از چند هفته کوهپیمایی

برای من خیلی سخت شده یود

سنگینی راه بر من غلبه کرده بود

با این حال خودم به کومه رساندم

جنگل دراین مدت چقدر تغییر کرده بود

جنگل است یا چمن زار

با نگاه به زیباییها پیمودن این مسیر سخت

راحت می نمود

البته اگر جای من بودید

ساعت یازده به کومه رسیدیم

سه ساعت طول کشید

در کومه بساط چای برقرار بود

جای شما خالی

ظهر ابرآسمان راپوشاند

سرد شده بود

کنار بخاری گرم بود

یه چرتی زدم

وقتی چشم باز کردم

دیدم همه اطراف من خوابیدند

ساعت سه  بساط کباب به راه انداختند

جای همگی خالی

دراین هوای دل انگیز و طبیعت بهاری

چه حالی میده خوردن چای

ساعت چهارونیم

به طرف خانه به راه افتادیم

***

صدای زیبای پرندگان بر زیبایی طبیعت افزوده بود

در مسیر قاطرهای حمل هیزم

جنگل را به هم ریخته بودند

مسیر زیبای مرزهامن لنگه چه زشت شده بود

چه باید کرد

سکوت

طرفای ساعت شش وسی دقیقه 

 به خانه رسیدیم

این هم روزی بود که گذشت

خاطره یی شد

که یادش بخیر

[ یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ ] [ 16:19 ] [ کوروش مازندرانی ] [ ]
آخرین مطالب