جنگل و درخت و دیگر هیچ…

آه ای جنگل

آه ای درخت فتاده بر زمین

ای خمیده از گزند بادها

چه باشکوه بودی

در لحظه ی ایستادگی

وچه دردناک است

لحظه ی مرگت

***

درخت بزرگ مرزهامن لنگه

درخت بزرگ مرزهامن لنگه قبل از شکستن

درخت برزگ مرزهامن لنگه بعد شکستن

باز هم من و نعمت و قاسمعلی دایی 

***

باز هم گذردر مسیر مرزهامن لنگه

اما چه دردناک بود

هنگامی درخت بزرگ محل اطراقمان را

بر خاک افتاده دیدیم

واقعا حیفمان آمد

چه با شکوه بود این درخت

وچه جایگاهی بود برای ما

همه ی زیبایی جنگل

با این صحنه هولناک برایمان زهرآگین بود

شاید مرگ یک درخت آغازی باشد

برای دیگر درختان

درمسیر بازگشت به تراکتور نصرالله برخورد کردیم

برای جمع آوری هیزم برای کومه

به جنگل سرازیر شده بودند

درکل روز خوبی نداشتیم

[ چهارشنبه هجدهم اسفند ۱۳۸۹ ] [ 1:37 ] [ کوروش مازندرانی ] [ ]
آخرین مطالب