بالاخره پس از دوماه تصمیم گرفتیم به مرزهامن لنگه بریم
من وداش مجید
ساعت هشت حرکت کردیم
درراه به خیل مردم کردکوی برخورد کردیم
***
که به مناسبت روز تربیت بدنی تا باسکول پیاده روی داشتند
از باسکول به راه افتادیم
واز پشت مرغداری یزدی
به طرف مرزهامن لنگه حرکت کردیم
سخت بود دوماه دوری از کوهپیمایی ،
راه رفتن را برای من سخت کرده بود
***
داش مجید در راه عکس می گرفت
عرق ریزان به طرف لنگه اصلی به راه افتادیم
نرسیده به لنگه امیر یکی از دوستان با موبایل تماس گرفت
ومارا به کرم کریم بنه سری دعوت کرد
ازمسیر دره عبور کردیم
که متوجه شدیم بیراهه یی بیش نیست
مسیر رو گم کرده بودیم
دوباره با سختی زیاد از دره بالارفتیم
وبه طرف لنگه دوم به راه افتادیم
درراه با پسرعمه های عزیزم
برادران حسینی لاریجانی برخورد کردیم
اونا به دنبال بچه های بالابلوک بودند
از ما جلو زدند
ماخیلی خسته بودیم
تقربیا یه ساعتی دور خودمان گشته بودیم
امیر تا مسیر دوراهی تیل سره به دنبال ما آمده بود
از اونجا تا کریم بنه نیم ساعت راه رفتیم
بالاخره خسته وگرسنه به کریم بنه رسیدیم
احمدآقا مشغول خرد کردن هیزم بود
سفره چای پهن وآماده ، جای همه خالی
چسبید اونم چه جور
کمی استراحت کردیم
کریم بنه محل زیباییه
با چشمه کم آب اما با آبی گوارا
این محل در سال های دور کوره ذغال سازی بود
که هنوز اثرآن باقی بود
برای رسیدن به این محل
اغلب از راه پارک جنگلی امام رضا(ع) عبور می کنند
مثل اینکه در چند روز فبل
یکی از آدم های بی وظیفه کومه رو آتش زده بود
وبه قسمت داخلی آسیب رسیده بود
کریم بنه پاتوق عده یی از بروبچه های بالابلوک است
که دروزهای تعطیل به این محل می آیند
البته با تدارکاتی مفصل
ازما که خیلی پذیرایی کردند
ساعت سه مشغول درست کردن کباب شدند
بازم جای شما خالی
هوا شدیدا مه آلود شده بود
بالاخره ساعت چهارونیم به طرف کردکوی به راه افتادیم
البته نه از راه مرزهامن لنگه
بلکه از مسیر پرشیب پارک جنگلی
باید به خاطر یک روز خوب وخاطره یی زیبا
از دوستان خوبم تشکر کنم
[ شنبه یکم آبان ۱۳۸۹ ] [ 1:52 ] [ کوروش مازندرانی ] [ ]













